|

این برای یکی که خیلی از من دور است و من خیلی اونو دوست دارم که حاضرم جونم را هم به خاطرش از دست بدم. از امام رضا(ع) می خوام که اونو برام حفظ کنه.
دوستت دارم... دوستت دارم... و الی آخر حدیثت فرشی ایرانی است... وچشمانت دو گنجشک دمشقی که میان دیوارها به پرواز در می آیند... و دلم چون کبوتری بر فراز آبهای دستانت سفر می کند و در سایه دستبندت در قیلو له ای می آساید و من تو رو دوست دارم... اما از گرفتار شدن در تو هراس دارم، واز یگانه شدن با تو، ودر جلد تو رفتن، که آزموده ها به من آموخته است از عشق زنان پرهیز کنم واز خیزاب دریاها... من بحث وجدل با عشق تو نمی کنم...که او روز و نهار من است ومن آفتاب روز بحث نمی کنم با عشق تو بحث وجدل نمی کنم...
فهرست اصلی
صفحه اصلی
آدرس ایمیل
آرشیو وبلاگ
دوستان
پیوندهای
روزانه
نوشته های
پیشین
طراح قالب

RSS
|