|
ساده دل
|
|||
|
درباره وبلاگ |
دوستانه اما عاشقانه |
||
|
این برای یکی که خیلی از من دور است فهرست اصلی دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب |
|
چرت و پرت
اگر خواستيد خواب از سرتان نپرد چه ميكنيد؟ سرتان را در قفس كرده و ميخوابيد! چرا قبل از اينكه لقمه به دهان برسد، دهان باز ميشود؟ چون درست نيست چنين ميهمان عزيزي پشت در بماند! چرا دود از دودكش بالا ميرود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد! اگر در مترو نه جاي نشستن بود و نه جاي ايستادن، چه ميكنيد؟ دراز ميكشيد! چرا دو دوتا ميشود پنج تا؟ چون علم پيشرفت كرده! شجاع ترين مرد جهان كيست؟ امام جمعه قزوين! اگر شما مشروب بخوريد و با شورت برويد وسط حياط چيميشه؟ ميشويد يه فرد مشروب خورده، ايستاده با شورت در حياط! فرق باطری با مادرزن چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مادرزن هيچ چيز مثبتی نداره! اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق ! چه طوري زير دريايی لرا رو غرق ميکنن؟ يه غواص ميره در میزنه خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچگوشتي بره! اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت ميكند چيست؟ مورچهاي است كه شلوارلي پوشيده! يك ترك چگونه يك پرنده را ميكشد؟ آن را از بالاي يك صخره به پائين پرتاب ميكند! چرا اگه ترکه ماهی رو بندازه تو آب، ماهی خفه ميشه؟ چون ماهيه هم ترک بود! چرا تركها با دو دستشان دست ميدهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند
نوشته شده توسط مجتبی در 85/05/29 ساعت 4:1 موضوع: | لینک ثابت رهبر آزادی بخش وطن
به بزرگ رهبر آزادی بخش وطن ما خواب بودم خواب دیدم زندون همسایمون جوون کشونه باباجون فردا دفن کنونه بابا جون بس که دل و دل کردی بابا خون ما رو گل کردی بابا پسر همسایمون خطش قشنگ بود بابا جون سرش بلند بود باباجون حرفش یه رنگ بود باباجون بس که دل و دل کردی بابا خون ما رو گل کردی بابا پسر همسایمون چقدر جوون بود باباجون فکرش روون بود باباجون خودش به جون بود باباجون بس که دل و دل کردی بابا خون ما رو گل کردی بابا پسر همسایمون از جون گذار بود باباجون مرد بهار بود باباجون اهل جهاد بود باباجون بس که دل و دل کردی بابا خون ما رو گل کردی بابا پسر همسایمون عشقش شما بود باباجون راهش شما بود باباجون حرفش با هات بود بابا جون بس که دل و دل کردی بابا خون ما رو گل کردی بابا حالا اون رهبر کیه ؟ میدونی؟؟؟؟
نوشته شده توسط مجتبی در 85/05/27 ساعت 5:52 موضوع: | لینک ثابت تولد دوستان
سلام دوستان من تصميم گرفتم که تاريخ تولد تمام دوستان رو يادداشت کنم تا در روز تولدشان يه تبريکي گفته باشيم آنهايی که مايلند بنويسند واگر نميخوان کسی بفهمه برام ايميلشون کنند.
مثال: نام:مجتبي تاريخ تولد:۱۳/۳/۱۳۶۷ محل تولد :اهواز
نوشته شده توسط مجتبی در 85/05/27 ساعت 5:8 موضوع: | لینک ثابت ماهواره
مامانم اینا اومد خونه و با عصبانیت گفت : قراره همه دیش ها توسط عوامل کدخدا احمد جمع آوری بشه . گفتم : ما رو صننم . ما که نداریم تو چرا ناراحت هستی ؟ گفت اگه دیش نباشه کجا غذا بخوریم . .... گفتم : این دیش از اون دیش ها نیست . گفت پس چیه ؟ گفتم همون دیشها که صبح تا شب یا موسقی پخش میکنن یا فرش میفروشن یا از مردم گدایی میکنن که به ما کمک کنید تا یک مشت خزاولات تحویل شما بدیم و اینطوری ما مبارزان امرار معاش کنیم وصدای شما رو به گوش جهان برسانیم و ...حالا این جهان کیه؟ و کجاست و میخوان چیکار کنن ..... خدا داند . ببین الان این دانشجو محمد قائم مقامی تو هتل اوین داره بیحال و بیحال و خدای نکرده شاید همین روزها از شدت تشنگی و گرسنگی بره دیدار اکبر محمدی و .... اما این دیشها اصلا انگار نه انگار .... اما میدونن کی و کجا و توسط چه کسی قراره کنسرت اجرا بشه و ..... یا اینکه مد لباس فلان ده چیه .... یا صبح تا شب از خودشون و ایده هاشون و نظریاتشون تبلیغ میکنن و میگن هر که با ما نیست دشمن ماست ..... وسط این برنامه ها هم ادرس پزشکان و روانپزشکان و بغالی ها و .... پخش میکنن که بگن ما هستیم اگه هم کسی انتقاد کنه فورا خودشون رو با رادیو تلویزیونهای معتبر و متمول و حرفه ای دنیا مقایسه میکنن و ....... بهتر که مردم این چیزها رو نبینند . مامان این فرهنگ غرب پرستی هم روستایی های ما باعث شده که هر چه ازاین دیش ها میبینند فکر میکنن همه مردم دنیا اینطوری هستند و .... چوبی که مردم روستای ما از این دیش ها میخورند به مراتب مخرب تر از اون باطونی است که از هم روستایی های متحجرمون میخورن . مامانم اینا گفت : شرابی جون ............ میگی چیکار کنیم گفتم : همه باید بریم زیر یه پرچم سفید . وقتی روستامون ازاد شد .... حالا بگیم کی هستیم ............. مثل همه دنیا مامانم اینا گفت : تو اینو میگی . مردم چی میگن ؟ گفتم الان میرم ازشون بپرسم . توعزیز بگو به مامانم چی بگم .
نوشته شده توسط مجتبی در 85/05/25 ساعت 21:25 موضوع: | لینک ثابت تنوع در وبلاگ
عزيزان من تصميم گرفتم يه تنوعي در وبلاگم بدم و چند طنز سياسي كه از دوست خوبم شرابي خانم(شراب سرخ) گرفتم براتون مي گذارم اميدوارم لذت ببريد. يا حق
نوشته شده توسط مجتبی در 85/05/25 ساعت 21:16 موضوع: | لینک ثابت پر شده ام
پر شده ام
نوشته شده توسط مجتبی در 85/05/25 ساعت 4:1 موضوع: | لینک ثابت دوستت دارم
دوستت دارم روي دفتر را نگاه مي کردم که چه بنويسم قلم نداشتم؛ يکي ازپرهاي طاووسم را کندم؛ که مرکب نداشتم؛يکي از رگهاي دستم راپاره کردم که کاغذ نداشتم؛ قلبم را از سينه درآوردم و روي آن نوشتم (( دوستت دارم)) گفتي عاشقمي، گف!
نوشته شده توسط مجتبی در 85/05/22 ساعت 2:57 موضوع: | لینک ثابت |
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
|||