سلام به تمام دوستان من این مطلب رو که دارم می نویسم تا چند دقیقه دیگه ساعت تحویل میزنه امیدوارم سالی خوب وپر برکتی داشته باشید. بچه ها ساعت به صدا در امد


سال يك هزار و سيصدو هشتادوپنج توي حجم شادي صدا به صدا نمي رسد . صداي شليك توپ دارد تمام مي شود .
***
عيدي هايي كه بوي ياس لاي قرآن گرفته اند توي دست پدر بزرگ ، كوچك تر از هميشه شده اند .
" يك نفر مجتبي را صدا بزند ، سال تحويل شد"
دارد كاغذ سياه مي كند . معلوم نيست اين آخر سالي ديگر چي دارد مي نويسد . يكي عطر ميزند تا بويش خوب باشد يكي داد ميزند " اين پسره نيومد اي كه مرده شور .." يكي ميرود جلوي آيينه " برو كنار بسه ديگه خوشكلي " و از توي آيينه تا خودش را ميبيند موهاي بهم ريخته ديگري توي آيينه مي خورد به شانه اش . شايد هم باز " ‘گوزنها " را مي بيند .جلوي شير آب دستهاي زلي اش را دارد ميشويد . شانه اش را مي ؟آورد سمت شير آب ، مي شنود : گل لگد نمي كنم ها ... اوي "
" اون ضبط رو يكي كم كنه و ببينه چرا هنوز نيومده " . " توي اتاق نيست ...
***
پياده رو پر است از آدمها از آدمهايي كه زندگي مي كنند و زندگي را دوست دارند و زندگي كردن را بلدند .
ماهي و چند تا چيز ديگه كه به رسم گذشته مي گذارند روي سفره و دورش جمع مي شوند تا به بهانه عيد از روي ديوار غرورشان بپرند و به كسي كه دلشان برايش لك زده است سلام كنند و شايد هم به بهانه سال جديد همديگر را ماچ كنند _ آخر ماچ كردن كه ديگر بهانه نمي خواهد ؟؟؟؟_ بعد لپ بعضي ها قرار است گل بياندازد ...
به قول آقاي مرتضوي به من چه .......
براي همين هم از آدمهايي كه سر سفره شان گل كاغذي دارند يا نقاشي ماهي قرمز توي تنگ يا اصلا نقاشي تنگ پر از ماهي قرمز ، شايد مداد قرمز نباشد تا ما هي هاشان قرمز باشد
اصلا به من چه كه حتي يك ديوار ندارند تا روش سفره هفت سين را نقاشي كنند و يك بسم ا... را به نيت قران بنويسند روي ديوار ...
همه آدمها رسم ها را خوب يدك ميكشند يا بهتر بوكسل خيلي خوبي براي رسومات شده اند اما يك چيز را جا گذاشته اند كه اين روز ها جاي خالي اش زياد توي چشم ميزند شايد اميد .
عيد قرار است مبارك باشد و آدمها شاد باشند و بياييم با اين حرفها خرابش نكنيم ...
***
" اين پسر را يكي صدا بزند بابا سال جديد سال يك هزارو سيصدو هشتادوشش
صداي بهم خوردن در بلند مي شود . " نمياد "" چرا داره مياد ، سال تحويل شد ؟"
" ساعت خواب "
اين يكي آن يكي را مي بوسد و همين جوري مي روند تا برسند به پدر بزرگ .
" پدر بزرگ ، مجتبي ...:" هق هق امانش نمي دهد .
كاغذ و گلدان و تفنگ ، با قاب پنجره كلوزآپ مي شوند .
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز