تبليغاتX
ساده دل
 

ساده دل

 

 

 

 

درباره وبلاگ

دوستانه اما عاشقانه

این برای یکی که خیلی از من دور است
و من خیلی اونو دوست دارم که حاضرم
جونم را هم به خاطرش از دست بدم.
از امام رضا(ع) می خوام که اونو برام حفظ کنه.

دوستت دارم... دوستت دارم... و الی آخر
حدیثت فرشی ایرانی است...
وچشمانت دو گنجشک دمشقی
که میان دیوارها به پرواز در می آیند...
و دلم چون کبوتری بر فراز آبهای دستانت سفر می کند
و در سایه دستبندت در قیلو له ای می آساید
و من تو رو دوست دارم...
اما از گرفتار شدن در تو هراس دارم،
واز یگانه شدن با تو،
ودر جلد تو رفتن،
که آزموده ها به من آموخته است از عشق زنان پرهیز کنم
واز خیزاب دریاها...
من بحث وجدل با عشق تو نمی کنم...که او روز و نهار من است
ومن آفتاب روز بحث نمی کنم
با عشق تو بحث وجدل نمی کنم...


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


دوستان

۩۞۩.•* *•ღمریمღ•* *•.۩۞۩

ترجمه ترانه های عربی به فارسی

روزهای عاشقی

نرگس جون جمع دوستانه

نقاشی عاطفه جان

یادگاری(مينا خانم)

وبلاگ دوستان خوبم مهسا و ستاره

4YOU Saghare Hasti

سرزمین آرزوها

خانه هنرمندان بهار عزيز

درباره هالیوود(بازم بهار عزيز)

احمد حريف پرسپوليسی دو آتيشه

عيسي دوست نازنينم

اولين شب آرامش

دنياي شيرينه خاطرات

طبيعت و زندگی

لاله عزيز

دوستداران Cameron

Just Cameron

ترنم عشق(مطهره عزيز)

شيما گل گلاب

My- Dreams

خانه عكس(نگار جون)

نفیسه جون

نجمه(دانشمند جوان)

مهتاب

برای اوکه میدانددوستش دارم(نازنین خانم)

به يادم باش (اجی سیما)

ب مثل باران

فولاد = فوتبال = تکنیک

دختر ایرونی(اهوازی)

اسیر شب

دوستدار تنهایی(صدف خانم)

ترنم باران(سوگند خانم)

مشق عشق (ركسانا خانم)

ایستگاه نهم (ساغر خانم)

:.ღ Afghan Girlღ.:

صدف خلیج

ستارگان شرقی


پیوندهای روزانه

كلبه جك بهار و نگار

يه جور دوست قشنگ مانند مريم جونم

بزرگترین وب سایت برای دانلود

لینک باکس و افزایش آمار وبلاگ و سایت شما

دنيای زيبای سارا

ناشنیده ها

اهوازی ها

گل هميشه عاشق

راضيه دوست شيماي عزيزم

حرفهاي تازه(دوست خوبم فريده)

بهشت فرزانگان

پسران شیطان

پديده ها

دستنوشته ها ، شعرها و خاطرات من

دوستداران شياطين سرخ

كلايورت17

سايت كريستين رونالدو

سايت باشگاه يوونتوس

پرسپولیس سرور استقلاله

sarzamine sms


نوشته های پیشین

هفته اوّل خرداد 1386

هفته سوم فروردین 1386

هفته دوم فروردین 1386

هفته اوّل فروردین 1386

هفته چهارم اسفند 1385

هفته سوم اسفند 1385

هفته دوم اسفند 1385

هفته اوّل اسفند 1385

هفته سوم بهمن 1385

هفته دوم بهمن 1385

هفته چهارم دی 1385

هفته سوم دی 1385

هفته دوم دی 1385

هفته چهارم آذر 1385

هفته دوم آذر 1385

هفته اوّل آذر 1385

هفته چهارم آبان 1385

هفته سوم آبان 1385

هفته دوم آبان 1385

هفته اوّل آبان 1385

هفته سوم مهر 1385

هفته اوّل مهر 1385

هفته سوم شهریور 1385

هفته دوم شهریور 1385

هفته اوّل شهریور 1385

هفته چهارم مرداد 1385

هفته سوم مرداد 1385

هفته دوم مرداد 1385

هفته اوّل مرداد 1385

هفته چهارم تیر 1385

هفته سوم تیر 1385

هفته اوّل تیر 1385

هفته چهارم خرداد 1385


طراح قالب


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

www.mahsasaeid.blogfa.com

 

نامه ای برای خود خود خدا !

سلام

امروز هم مثل همه روزهای خودت! امروز هم مثل همه اون روزهایی که به هر دری سر می زدم تا صدات کنم تو هم منو نیگا کنی شروع شد! آقا خدا ! به جون مادرم من هم حواسم به همه جا هست، یه وقت خیال نکنی نمی فهمم و نمی تونم عزتت رو از بی آبرویی و شرافت رو از دریوزگی تشخیص بدم!؟ به جون هرچی شیدای خودته که می دونم بهشون توجه می کنی این حرفها اصلا گلایه نیست ها! یه وقت فکر نکنی دارم ادا در میارما؟! ببین امروز هم که بگذره چیزی عوض نمی شه! باز فردا که اومدم سروقتت، اون موقع خودتم می بینی که اومدم تا بازهم درد دل کنم و تو هم گوش بدی و مثل همه بنده هات فقط گوش کنی و با این تفاوت که دیگه تو یکی، توی ذوقم نزنی! نه به جون خودم امروز دیگه نمی خوام بگم : «آهای این خونه صاحب نداره! دیگه نمی گم تو ظالمی و گیر دادی به امثال ما که ازت هیچی نمی خوایم و ...» نه بخدا دیگه اگه شنیدی منم گیر بهت بدم اون وقت هرچی می خوای درباره من فکر کن... می دونی ! من به خیلی چیزا رسیدم و به خیلی چیزها هم مونده تا برسم! موندم این وسط که اگه تو خدایی و صاحب قدرت هستی و همه چی به اختیار خودته، بازهم به حرفهام گوش می دی! اما این بنده هات چی!؟ یادمه به یکی از اونا چند وقت پیش گفتم: مگه تو همجنس من نیستی که اینقده باد توی غبغب انداختی که مثلا پست و سمت بالا بالا داری و شدی صاحب اختیار اجناس منقول و غیر منقول، شدی صاحب رای و نظر واسه امثال من و خودت! شدی آقا مدیر و از هرکی مثل من خوشت نیاد مثل قاب دستمال سوتش می کنی توی کوچه و بهش اتهام ببندی که کافر شده و از دین در رفته و چه و چه و چه...

آقا خدا تو رو جون نازپری هات تو رو جون هرچی چکاوک و پروانه و شقایق دنیاس فقط ببین چی میگم یه وقت خیال نکنی می خوام تو رو هم کافر بدونم و سرت داد بزنم ها!؟ مثل اون روزی که می دیدم واسه اون بچه خارجی ها و اونایی که سهمی از این خزانه ملی مون ندارند، واسه خاطر اونا چه کارا که نکردیم ! بیانیه دادیم و محکوم کردیم ظالم رو و واسه گرفتن حق از دست رفته بندگان خدا دست به یقه ازما بهترون شدیم! کلی کل انداختیم باهاشون تا حقشون رو بگیریم اما در عوض واسه همین آقا عبدی که اینا بهش می گند «کارتن خواب» هیچ کاری نکردند و به امان خدا زیر این بارون و برف ولش دادن به امان خودت! آخه من چی بگم ؟ وقتی این همه مورد می بینم نمی تونم بهت حرف دلم رو بزنم! من که ازشون نخواستم هوای منو داشته باشند! نخواستم که منو ببرند تا ته آسمونا و بهم بگند: تو حالا رعیت ما هستی و باید در آرامش و سکوت زندگی کنی و در مقابل کاری که انجام می دی یه چیزی بگیری و برسی به خودت برسی به خودش! وای آقا خدا یعنی می شه یه روز که از خواب پا می شم دیگه نق نزنم سرت و دستم رو بذارم روی زانو و بگم : یا علی از خودت مدد!؟!؟ یعنی می شه که من هم ببینم همه دارند زندگی می کنند و کسی رو به جرم نداشته اش گردن نمی زنند و رسواش نمی کنند؟ ببین آقا خدا اصلا چطوری می شه من هم به جای این که وقتی باهات خلوت می کنم به کسی جز خودم اصلا نیگاه هم نکنم و تو رو هم توی دردسر نندازم؟ بابا به پیر به پیغمبر خیلی ها اینجا بهم گفتند که تو هم شورش رو درآوردی و نمی خواد به فکر کسی باشی و برو خودت رو بساز! راستش رفتم بسازم اما مصالح گرونه! خرج یه دهنه مغازه دونبش یا یه قهوه خونه سنتی این روزها از ساختن و غنی سازی اورانیوم هم سخت تره! نمی دونی که مصالح این چیزها رو می شه معامله کرد و در اختیار گرفت اما، اما واسه ساختن خودم جنس ناب نیست....

 

آقا خدا اون روزها که توی خط بودیم! همون روزها که بهم خیلی لطف داشتی و من رو از بچه های خط شکن توی جبهه ها فرستادی همه چی داشتم، رفیقای جون جونی و دوست داشتنی فراوون داشتم! که اگه یکی شون بهم نیگاه می کرد همه درد عالم برام میشد عین همون بهشت که خودت گفتی خیلی باحاله!

آقا خدا به جون خودم که هیچی به نفس قد کشیده سوسن کوهی و لاله های کویری که عوض قد ، اخلاص دارند و طهارت، به جای رنگای تزریقی و غنی شده، ناب هستند و زعفرانی به جون همون سبزه های دشت و کوه و چه می دونم گستردگی دریا و زلالی چشمه هات، به جون اون همه ذوقی که توی گلدسته ها و گنبدای مسجد جامع سبزوار و کل ایران موج می زنه اصلا به اون نگاه ظریف هنرمندای وطنی خودمون به سلیقه های خوشگل اونا قسم بدمت یا این که هیچی نگم و راحت حرف بزنم که دوستت دارم و بذار هرکی خوشش نمیاد، نیاد و چه می دونم دیگه چی بگم تا به تریج قبای کسی برنخوره!؟ اصلا چی باید بگم تا همه باورشون بشه کسی که تو رو داره همه چی داره ! چرا اینا این جوری با خلایقت نیگا می کنند!؟خدایا حرف ناگفته هام ناگفته می مونه وقتی باهات حرف می زنم! نمی دونم چرا وقتی که باهات حرف می زنم آروم می شم و در برابر این همه بی مهری این جماعت بازم ساکت می شم و هیچی نمی گم! اصلا موندم چرا باید می گفتم اینا رو معطل کنم تو رو با این حرفهای نگفته ای که فقط خودت می دونی و هیچ کس دیگه!

آقا خدا !

فرض کنیم که من هم می تونم اظهار نظر کنم! فرض کنیم که منم می تونم از خودم بگم! راستش تو جای من باشی و یکی مثل خودت (که بافت نمی شه) جای تو باشه! چی می گی بهش!؟

خدایا! حرف که زیاد دارم باهات به این مونده توی خود فقط کمک کن که بتونه چیزی بگه که به کسی برنخوره! اصلا ما کی باشیم که توقع داشته باشیم!

 

 

نوشته شده توسط مجتبی در 86/01/14 ساعت 18:18 موضوع: | لینک ثابت



 


T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I